اما نمیتونستم به هیچ وجه امروزو از دست بدم انقد ک دلم واسش تنگ شده بود
باید تموم کنم این زندگی مسخره رو دیگ واقعا باید تمومش کنم
شور بدبختی داره درمیاد
و من با شمارش معکوس شروع میکنم 177 روز مونده برام
خدایا کمککککککککککککککککککککککککککککککک
و دوست داشتنی ک هیچوخت ته نمیکشه
انقدررررررررری تو بغلش ی ثانیه دیگ مونده بود بزنم زیر گریه
چ حس خوبیه
خیلی
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رستگار