میدونم بیشترشون توی این چند روز کنکوریو ازین خزعبلات میشه
ولی بازم جالب میشن
چون اگ شکست بخورم اخرین نوشتهامن
و اگ موفق بشم
خاطرات ی دورانی بودن ک خیلی برام سخت بوده از زیرش در رفتن
قبول شدن توی هیچ ازمونی مثل 550 ای پی تی تاحالا منو ذوق زده نکرده
اما تو دوهفته ای ک وقت هست میخام این ازمون گزینه دو ک نصف وقتش رفته رو توی نصفه باقی مونده بخونم و ب قول اقای محمدی
منفجر کنم
خخخخخ
من واقعا اون تحسینو ازش میخام
خیلی کیف میده
یک بار برای همیشه میخام ازین زندگی نکبت بار خلاص شم
استارتشم با قرابت معنایی زدم
ماشالا ماشالا
بعدم زبان فارسی
بعدم لغت و املاو تاریخ ادبیاتو اینا
خوبه واقعا
میشه باش کنار اومد
دیروز داشتم از بغض خفه میشدم
زدم زیر گریه دیگ
دست از سر ادما بردارین توروخدا
هر ادمی حق داره ناراحت باشه یا خوشحال
دنبال علتش نگردین
+اره بخت عمت
_میدوووووووووووونم
دارم برا خودم مینویسم یادم بمونه
اخ ک چقد دوباررررررررررره هر روز چندصفحه از صفحهای وبلاگای شخصیو زیرو رو میکنم مگ اینکه ژآژخا رو پیدا کنم
چقد نوشتهات ناب بودن اخه
لعنت ب من ک هیچی ازش ندارم
کاش میشد پیدا شه
واقعا منتهی الیه وبلاگ نویسی بود :(
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رستگار