زندگی بشدت رو مخمه
اونم با کارای متین
هر روز ی چیز جدید
ی بهونه جدید
منمو چشایی ک پر از اشک میشه و دستایی ک میلرزه
کشش اینطور زندگی کردنو ندارم
نمیتونم ازش دست بکشم
میترسم
ی حسی بم میگ بزن دلیت کن همهههههههچیو بشین سر درسو مشقت
ک 100 روز دیگ نمونده
ی حسی داره بم میگ داره اتو جم میکنه
نمیدونم چکار کنم
ولش کنم برم
بعد من بمونمو پشیمونییییییییییییییییییییییییییییییییی
ولش نکنم برم
بازم پشیمونییییییییی
خر در گل واقعی
یکی کمکم کنه
دیگ نمیکشم
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رستگار