خسته از اه کشیدن
خسته از حرف زدنایی ک هیچوقت قرار نیست خونده بشن
خسته از حسرت چیزایی ک تکرار نمیشن
خستههههه لنتی خسته از خواستن و ناتوانی از بدست اوردن یا شایدم خواسسسستن
و فریاد خواستنی ک متمادی تکرار میشه و با پنجه خاطرهایی ک هنوز خراششون حس میشه داره منو تیکه تیکه میکنه و بیرون از اون پوسته خارجی سخت من
انگار هیچ
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رستگار