خرید بک لینک

درباره سایت

145

آخرین مطالب

امکانات وب

هوم میدونی بعد اون قضیه پست 164

همهچیز از اون چیزی که بود بیشتر بهم ریخت خیلی خیلی بیشتر بهم ریخت

زنگ بهش زدم و خیلی خیلی در اوج بی رحمی به من گفت ب تو ربطی نداره

بنطرم با ی ادمی که پودر شده هیچوقت اینطوری حرف نزنید

به اتیش کشیدن خاکستر تازه خاموش شده خیللی دردناکه

هیزم اون اتیش روزی سبز ترین و جوان ترین درخت بود

و اما در اوج افسردگی

ترجیح میدم انگلیسی بنویسم

با کلی غلط

ولی بنویسم

u know what

i just cant even cry

and they only thing that i could think a bout it

was killing my self

to stop this feelings

that was too hard for me

really biger than i erver could discribe it

طی اتفاقات بعدش

اومد

اومدی

نمیدونم

و من از ته دل انگار باز امیدی به سوی ارزوهام پیدا کردم ولی ...

این همه خوشی

عال اف ذیس جویس

لانگ جاست فور 3 دیس

دت واس ریدیکلیس ایزنت ایت ؟؟؟

هوووووف

درهر صورت

خیلی زیبا بود

شب بخیر

دلگرمی ها

خندها

و خوشبختی اولین پیام صبح

عاخ ک چقدر قلبم تیرمیکشه برای همهش

بعد از تموم شدنش

هزار بار خراب تر از خراب بود حال من

ک تولدت

کبریت کشید روی همهش و بوم

دیگ حتی خاکستری هم نبود

نبود نبود

واقعا نمیدونم چطور بعد همه این قضایا

اینهمه سختی

و جریانات گل بعد امت فیزیک

ک پاس شدنش با هندزفریو از دلم درورد

و تولد کوفتی زینب

چ خرداد شومی

اون ازمون سنجش لعنتی

لایو کوفتی دیشب

وای وای وای

و همه ادمایی ک دورم جمع میشن تا فکرتو از سرم بیرون کنم

میشه مگه ؟؟

و دلم به حال ادمایی میسوزه

ک

عاشق میشن و

کاری نمیشه براشون کرد

نمیدونم کدوم یا چیش بهتره

اما همهشو پاک کردم

هیچی ازت نموند و من هنوز سرشار از فکر توام

هنوز بی نهایت فقط دلم مای وین توتث رو میخاد

نوشتهای ناب ژاژخا

هوووووووووووف

چقدر گشتم

چهارساله

و هیچوقت پیدا نشد

بعد همه اتفاقات لعنتی

من موندم و باقی خردادد شومم

و تیرماهی ک شوم تر

به انتظار نشسته تا اخرین بار و برای واقعا اخرین باید ببینمت ...

و تا ابد و برای همیشه بری و دیگه

برنگردی

چطور میشه برای همچین چیزی اماده بود

وات عور هپند

عای عللویز لاو یو بیب

عند ایت دازینت متر

ایف عای شود هیت یو سوییتی فور د رست اف مای لایف

برچسب: نویسنده: آناهیتا رستگار تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:00

صفحه بندی