خرید بک لینک

درباره سایت

145

آخرین مطالب

امکانات وب

عجیبه

خعیلی عجیبه

دبیرستان داره تموم میشه مث برقو باد

این همه سرعت زمان منو خسته کرده

مخصوصا ک نمیتونم خود واقعیم باشم

امروز نمیدونم چطور مقابل بغل کردن مهدیه وایستادم بعد از یکک سال تمام و بیشتر

نمیدونم اصا چرا باهاش حرف میزنم

نمیدونم

نمیدونم

چجوری تغیر کردم

بعضی وقتا خودمم نمیشناسم

همه ادمای اطرافم

همیشه جای فکر کردن دارن

. و همیشه میدونم که بودن هیچکس توی نزدیک ترین دایره زندگی شخص نباید همیشگی شه

حداقل درمورد من اینطوریه

از زندگی 18 سالم فقد 7 ماهو خورده ای مونده

ادامه بقیش دست خودمه

ایف عای وانت

بعد از سه سال از نبودن

هنوز منتظر اپدیتشم

ویرد

فیور فور عه فیور هخخخخخخخخخخخخ

حتی حوصله عوض کردن صفحه کلیدم واسه انگلیسی ندارم

یا شایدم به خاطر اینه که دست ب تایپ فارسیم تند تره هوم

نمیدونم چرا

ولی دلم نمیخاد نامزد کرده باشه

.

.

با اینکه میدونم انگاری شوخیه بازززززززززززززززززززز

هعیییییییی

برچسب: نویسنده: آناهیتا رستگار تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:20

صفحه بندی